برندزلینک

مرجع لینک

برندهای برتر

افزایش رتبه

افزایش محبوبیت

افزایش ترافیک

اختیارات شاعری

اختیارات شاعری

اختيارات شاعري در سه دسته خلاصه مي شود:

1) روي متحرك (قافيه موصوله):
قبلاً در مورد روي متحرك و روي ساكن توضيحاتي ذكر شد؛ حال براي فهم بيشتر و بهتر مطلب نخست مثالي مي آوريم از حضرت سعدي:

الف) (مثال هجاي cvc)

دنيي آن قدر ندارد كه بر او رشك برند

يا وجود و عدمش را غم بيهوده خورند

كاشكي قيمت انفاس بدانندي خلق

تادميچندكه مانده است،غنيمت شمرند

در اين جا مي بينيم كه بعد از روي، مصوت كوتاه آمده است. چرا كه روي «ر» متحرك بود و شاعر توانست bar و xar (يا xor) و mor را با هم قافيه كند.
بنابراين هر گاه روي (يعني آخرين صامت) دو هجاي cvc (صامت مصوت صامت) و cvcc (صامت مصوت صامت صامت) متحرك شود، (يعني بعد از آن مصوت بيايد)، شاعر جايز است كه همساني مصوت كوتاه هجا (توجيه و حذو) را رعايت نكند. بديهي است كه مراد وضع كلمه ي قافيه است به صورت مجرد؛ نه در قرائت عروضي كه به صامت تنها در وسط شعر مصوت مي افزاييم. مثلاً در بيتي از حافظ اين چنين آمده است:

روضه ي خلد برين خلوت درويشان است

مايه ي محتشمي خدمت درويشان است

كه در اينجا كلمه ي قافيه خلوت و خدمت است و روي ساكن است نه متحرك. و باز شاهد مثالي ديگر از شيخ اجل:

يك امشبي كه در آغوش شاهد شكرم

گرم چو عود بر آتش نهند، غم نخورم

سخن بگوي كه بيگانه پيش ماكس نيست

به غير شمع و همين ساعتش زبان ببرم

ب) بعد از روي مصوت بلند بيايد:

در مثال زير نيز با متحرك ساختن روي، عيب قافيه محفوظ و شاعر از اختيارات شاعري بهره برده است، منتها با اين تفاوت كه اين بار به جاي مصوت كوتاه از مصوت بلند استفاده كرده است.

اي نفس اگر به ديده ي تحقيق بنگري

درويشي اختيار كني بر توانگري

اين غول روي بسته ي كوته نظر فريب

دل مي برد به غاليه اندوده چادري

هاروت را كه خلق جهان سحر از او برند

در چَه فكند غمزه ي خوبان به ساحري

«سعدي»

ديديم كه اگر روي «ر» متحرك نبود، شاعر حق اين را نداشت كه واژه هايي چون (بنگر) و (توانگر) را با (چادر) و (ساحر) قافيه كند. بد نيست در اين جا اشاره اي به معناي بيت آخر نيز داشته باشيم. در اين بيت شاعر تلميح دارد به هاروت بابلي كه در ساحري خبره بوده است، اما غمزه ي خوبان و ناز طنازان او را هم مسحور خود كرد و در چاه عشق افكند. مثالي ديگر براي روي اي كه بعد از آن مصوت بلند آمده است:

دنيا نيرزد آن كه پريشان كني دلي

زنهار بد مكن كه نكردست عاقلي

باري نظر به خاك عزيزان رفته كن

تا مجمل وجود ببيني مفصلي

درويش و پادشه نشنيدم كه كرده اند

بيرون از اين دو لقمه ي روزي، تناولي

«سعدي»

در اين جا هم اگر روي «ل» متحرك نبود، شاعر حق نداشت كه عاقل و مفصل و تناول را با هم هم قافيه قرار دهد. و آخرين مثال براي هجاي cvc كه باز هم وامدار حضرت سعدي هستيم:

دانمت آستين چرا پيش جمال مي بري

رسم بود كز آدمي روي نهان كند پري

گفتم اگر نبينمت، مهر فرامشم شود

مي روي و مقابلي، غايب و در تصوري

منبع: برندزلینک
brandslink.ir

ارسال شده در تاریخ : 11 فروردین 1393 ساعت 13:56

بازگشت به صفحه اصلی مقالات

نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده

ارسال نظر

برای ثبت نظر ابتدا با حساب کاربری خود وارد سایت شوید

ارسال کننده
نام ونام خانوادگی : : حسن حسین زاده
نام کاربری : ali_123
تاریخ عضویت : 2 فروردین 1393
تعداد مقالات ارسالی : 1000
تعداد لینک ها : 0