برندزلینک

مرجع لینک

برندهای برتر

افزایش رتبه

افزایش محبوبیت

افزایش ترافیک

میرزا غلامرضا و سیاه مشق

میرزا غلامرضا و سیاه مشق

عبارات و متن های انتخابی نیز کاملاً متفاوت هستند . گاهی نظم و گاهی نثرند . امّا بهترین سیاه مشق های میرزا که در زمره ی شاهکارهای او هستند با یک بیت شعر طراحی و اجرا شده اند .
از جمله :

دین و دلی داشتیـم و خاطـر جمـعی زلف پریشان و چشـم مست بلا شد
شاهـا من ار به چــرخ بر آرم ســر خـاک ره توسـت بـه سـر افــسر
بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
در حشمت سلیمان هر کس که شک نماید بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهی
چشـم شـب زنده دار بسیـــارســت دل شـب زنــده دار میخــواهــم
یا کلک من از خنجـر شـه آب خــورد یا خنجر شه نهفته در کلک من است
بجان خواجه و حق قدیم و عهد درست که مونس دم صبحم دعای دولت تست
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت آنکه در خواب نشد چشم من و پروین است

معماری تعدادی از سیاه مشق ها به گونه ای است که متن یا عبارت انتخابی در کل قطعه نگنجیده است و به عبارتی متن در پایان قطعه نیمه کار مانده است . البته عکس آن نیز وجود دارد . یعنی قطعاتی که متن اصلی در شرایطی که قطعه هنوز کامل نشده است تمام شده و میرزا به ناچار جهت تکمیل قطعه از کلمات و عبارات خارج از متن استفاده کرده است . بنابراین هر چند تمامی آثار میرزا با ارزش و قابل استفاده می باشد – و خوشبختانه تعداد آنها کم نیست – امّا واقعیت این است که سیاه مشق های میرزا در قیاس با یکدیگر از ارزش و مرتبه ی هنری یکسانی برخوردار نیستند . به نظر تنها برخی از سیاه مشق های میرزا غلامرضا که از سال 1290 (ه . ق ) تا واپسین لحظات زندگی ( 1304 ) نوشته است جزء شاهکارهای او و تاریخ خوشنویسی ایران به حساب می آیند .
میرزاغلامرضا تا پیش از سال 1290 بیشتر تحت تأثیر اساتید سلف به ویژه خوشنویسان مکتب میرعماد بوده و از سال نود به بعد سبک و شیوه خود را پیدا کرده است .
بی شک یکی از شاهکارهای میرزاغلامرضا که نشان دهنده ی خلاقیت ، نبوغ و ذوق هنری سرشار و نماینده ی سبک وسیاق او در سیاه مشق است قطعه پیش روی شماست که نگارنده سعی کرده در برخی زمینه ها آن را کالبد شکافی نماید .
- متن قطعه دو بیت شعر از جامی است :

برای نعمت دنیـا که خـاک بر سـر آن منه ز منت هر سفله بار بر گردن
به یک دو روز رود نعمتت ز دست ولی بماندت ابد الـدهر عـار بر گردن

- وجود روح سطر در سیاه مشق . این پدیده که از ارکان و ویژگی های محوری سیاه مشق های میرزاغلامرضاست آشکارا در تصاویر به چشم می آید . نگارنده این موضوع را پیشتر در مقاله ی مستقلی تحت عنوان « روح سطر در سیاه مشق » به رشته تحریر در آورده است .
- قطعه دارای 12 کرسی اصلی ( خط زمینه ) است .
- دارای زاویه ی حدود 50 درجه است .
- عرض سیاه مشق حدوداً 28 برابر عرض قلم ( اندازه سر قلم ) است .
- نسبت طول و عرض سیاه مشق حدود 765/1 می باشد و به مستطیل طلایی نزدیک است .
نسبت طول و عرض مستطیل طلایی 618/1 می باشد ( طول 1 و عرض 618/0 )
- 21 درصد فضای قطعه را سیاهی ( مساحت خط ) و 79 درصد آن را سفیدی تشکیل می دهد . به عبارتی این شاخص نشان دهنده ی تراکم سیاه مشق و نسبت سواد و بیاض آن است .
- دایره ها در مکتب میرعماد در مقایسه با مکتب کلهر کمی پائین تر از دیگر حروف و کلمات – نسبت به خط زمینه – قرار می گیرند امّا در این قطعه ، حرف « ی » و تکرار آن ( کرسی 2 ) کمی بیش از حد معمول و نیاز به پائین کشیده شده است . شاید تکرار و منظم و بیش از حد آن در یک کرسی ، برای رسیدن به حرکت و کیفیت بهتر صورت گرفته که در عمل تحقق نیافته است . کیفیت اجرای « ی » در برخی از آثار میرزا غلامرضا در حد و اندازه های او نیست .
- ظاهراً حروف یا کلمه « دورا » در پایان کرسی 3 نامشخص و اضافه است . شاید میرزا غلامرضا به جای کلمه « دنیا » که در شروع کرسی 4 آمده است اشتباهاً بخشی از کلمه « دوران » را نوشته سپس در آغاز کرسی بعد آن را اصلاح کرده است .
- بعضی از کرسی ها در سیاه مشق های میرزاغلامرضا به اقتضاءِ شرایط و ترکیب – که مبحث مستقلی است و در حوصله این نوشتار نمی باشد – تبدیل به یک لایه شده و از روح و ویژگی های سطر خارج شده و پس از تحقق اهداف مورد نظر دوباره به روح سطر باز می گردند . لایه هایی که جان و روح سیاه مشق اند. تکرار کلمه ی « نعمت » در افق یا کرسی 3 و کلمه « منت » در کرسی 5 نمونه های شاخص و جالبی از لایه ها هستند . یکی از نتایج طبیعی این لایه ها ایجاد گره است .
- حرف یا حرکت « ت » به صورت مفرد یا وصل ، به شکل کوتاه ( نیم مد ) یا بلند ( مد یا کشیده ) ، بیشترین ظرفیت یا قابلیت برای ایفای نقش ، جهت شکل گیری ساختار اصلی سیاه مشق را دارا می باشد.
بار سنگین و اصلی این قطعه بر دوش این حرکت است .
- گره های این قطعه به دلیل استفاده و تکرار حرکت « ت » ، بیشتر افقی هستند تا عمودی .
- از شگردهای اعجاب آور این قطعه ، استفاده از یک حرف برای دو کلمه در پایان دو کرسی متفاوت است . حرف « ن » و تکرار آن در پایان کرسی 4 ؛ هم متعلق به کلمه « آن » و هم متعلق به کلمه « گران » در پایان کرسی 6 می باشد .
- صعود و سوار کردن حروف و کلمات در پایان اکثر کرسی ها که از ویژگی های ترکیب در سطر است .
- ترکیب و تلفیق سه کلمه « به یک دو » به شکل « بیکدو » از دیگر شگردهای بسیار جالب و قابل توجه میرزاغلامرضا در طراحی و معماری این اثر است که در کرسی 7 دیده می شود . ( شرح این شگرد در مقاله میرزا غلامرضا و سیاه مشق 1 آمده است . )
- روح سطر و ویژگی های آن در کرسی های 4 ، 6 ، 7 ، و ... کاملاً آشکار است .
- قرار گرفتن دو نیم مد تکراری « ت » در کرسی 10 و ایجاد گره با کمک دیگر حروف و کلمات در بخش پایانی قطعه ، به تعادل بصری قطعه کمک شایانی کرده است . ضمن این که دوایر بالا و پائین خود را در بهترین موقعیت قرار داده است .
- کشاندن دوایر به سمت وسط و چپ قطعه که در زیبایی قطعه بسیار موثر بوده اند .
- وجود سرکش ها و حرکات جهت دار ( ← ) در سمت راست قطعه که ورودی های بسیار مناسبی هستند.
- وجود خلوت و جلوت های طبیعی که از عناصر اصلی سیاه مشق هستند .
- نوشتن کلمات آغازین مصراع ها در بخش آغازین کرسی ها و همچنین نوشتن کلمات پایانی مصراع ها در بخش پایانی کرسی ها به همخوانی و هماهنگی کلام و جلوه های بصری آن کمک کرده است .
- حضور پاره سطر با تکرار کلمه « بماند » در دو شکل متفاوت در کرسی 9 . وجود این پاره سطر ها غیر قابل اجتناب است و در اکثر سیاه مشق های میرزا دیده می شود .
- به احتمال قوی ، رعایت توازی کرسی ها و افق ها در سیاه مشق به صورت چشمی و حسی صورت می گیرد به همین دلیل گاه بعضی از کرسی ها نسبت به افق و دیگر کرسی های سیاه مشق ، انحراف یا خمیدگی اندکی دارند که طبیعی و غیر قابل اجتناب بوده و در مواردی اقتضاءِ ترکیب است .
- نیمه کاره رها کردن بعضی حروف و کلمات به دلایل عدیده در کرسی های 4 ، 5 ، 10 .
این امر اگر طبیعی باشد به حس کار ، صمیمیت و بی تکلفی اجرای اثر کمک فراوان می کند . ( تکه آغازین کلمه « نیا » در کرسی ها « منت » در کرسی 5 و « بما » در کرسی 10 )
- سهل و ممتنع بودن قطعه ، قطعه ای که اجرای آن بسیار ساده به نظر می رسد امّا در عمل بسیار مشکل است و تنها خوشنویسان بزرگی همچون میرزاغلامرضا از عهده ی آن بر آمده اند .
- اتمام متن در پایان قطعه بدون این که تکلفی در کار باشد . توانایی ، خلاقیت و اوج عظمت میرزاغلامرضا در چنین آثاری آشکار می گردد . طراحی و معماری این آثار با اندیشه همـراه است . امّـا نه اندیشـه ای
ریاضی گونه و حسابگر با تکلف و نظم انفعالی همراه است . بلکه اندیشه ای که در خدمت حس ، حال و ذوق هنری اوست . میرزا فضای صفحه را می شناسد . مبدأ را می داند . مقصد را در افق می بیند . با متن و حروف و کلمات آن آشنا ست . می داند به طور طبیعی باید متن در صفحه بگنجد . از جنس ، وزن ، قابلیت ، ظرفیت ، انرژی و نقش هر یک از حروف و کلمات در ترکیب بندی قطعه آگاهی کامل دارد . می داند بیشمار راه و مسیر برای رسیدن به مقصد و تحقق اهداف وجود دارد . امّا او با کمک نبوغ و خلاقیت ذاتی و حس و حالی که در آن لحظه دارد ، بهترین و ریباترین راه را بر می گزیند . راهی که از درون می جوشد و در طول حرکت ، حرف به حرف ، کلمه به کلمه ادامه پیدا می کند . هر قدمی که بر می دارد ، نیم نگاهی به پیش و پس داشته و هم زمان پایان راه را اندیشه می کند . میرزا هیچ تاکتیک از پیش تعین شده ای ندارد . بی سبب نیست که شاه کارهای او شباهتی با یکدیگر ندارند . استراتژی او در لحظه شکل می گیرد و در هر قطعه منحصر به فرد است . او حق هر یک از قطعات را تمام و کمال ادا می کند . اثری می آفریند جامع و مانع ، اثری که از دل بر آمده و بر دل می نشیند .

منبع: برندزلینک
brandslink.ir

ارسال شده در تاریخ : 11 فروردین 1393 ساعت 11:09

بازگشت به صفحه اصلی مقالات

نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده

ارسال نظر

برای ثبت نظر ابتدا با حساب کاربری خود وارد سایت شوید

ارسال کننده
نام ونام خانوادگی : : حسن حسین زاده
نام کاربری : ali_123
تاریخ عضویت : 2 فروردین 1393
تعداد مقالات ارسالی : 1000
تعداد لینک ها : 0