برندزلینک

مرجع لینک

برندهای برتر

افزایش رتبه

افزایش محبوبیت

افزایش ترافیک

نقاشی می کشم پس هستم

نقاشی می کشم پس هستم

هنر به سان دست نوازشگری است بر سر کودک ناز پرورده روح ما که با ناخوشایندی ها و ناملایمات روزگار دل آزرده و رنجور گشته و هر آن توانایی خروشیدن و از خود بیرون جستن را دارد اما هنر این دم مسیحایی با نوازشگری و هنروری خود آرامش هرز رفته را به او باز می گرداند و هنرمند آن دست توانایی است که زیبایی های طبیعت را محصور می کند و به رخ می کشد. انسان، نشانگر ظهور حسنات خلقت الهی با سر فرود آوردن بر آستان زمینی خود دست به هنرمندی می زند تا درد فراغ را از یاد ببرد. هنر وسیله خلقت است برای انسان تا با کمک آن وجود خود را بسط دهد و در طول تاریخ ماندگار شود.

علاقه به هنر ذهن انسان را تلطیف می کند تا با تمرکز بر خلق اثر، او را از خود به در کند و زمان و زمانه را برای چندی از یاد ببرد. از خود و زمانه فاصله گرفتن فرصتی را مهیا می کند تا فرد به دور از هیجانات و آسیب هایی که بر چهره روحی خود داشته لحظه ای اندیشه ناب را بچشد تا لذت این مزه کردن هدفی باشد برای ادامه مسیر زندگی با زیبایی های هنری. آسیب های روحی بر چهره ذاتی افراد جبران ناپذیر است اما شاید بتوان آموزه های هنری را به سان مسکن این درد جانکاه برشمرد. هنرمند نیاز دارد که کارش توسط دیگری شناخته و درک شود تا از طریق حس مشترک به درک متعارف برسند.

حمیدالله رضایی از هنرمندان مجسمه ساز برجسته ایران در رابطه با تاثیرات عمیق آثار روحی بر روی روح و روان انسان ها معتقد است \\\"اگر آن چه که در حین کار به خود انسان می رسد، از درون باشد تاثیرش بر فضای روحی دیگران هم انکار نا پذیر است. در این قضیه نباید شک کرد. جوهرهایی در وجود انسان وجود دارد که اگر کار از درون تو جریان پیدا کند مخاطبان تو نیز آن را دریافت خواهند کرد. و قدرت تسخیر هنر بر روح بشر توان بهبود زخم های آن را هم دارد؟ حمیدالله رضایی معتقد است که آثار هنری بر روی افراد آسیب دیده از حیث روحی و روانی تاثیرات مثبت بسیاری خواهد داشت مثلا در رشته مجسمه سازی متریالی که با آن کار می کنیم ماده نرمی از جنس گل است و کار با گل آرامش بخش است چرا که وقتی با گل کار می کنیم تمام انرژی های منفی فرد به هنگام ورز دادن و فشردن گل به این جسم سرد منتقل می شود و تا حدودی باعث متعادل شدن گرمای بدن می شود که این کار بسیار آرامش بخش است. البته کیفیات ذکر شده تنها در متریال این کار هنری وجود دارد.

این هنرمند با اشاره به تاثیرات آثار هنری بر نوع تفکر افراد می گوید \\\"تمام این خواص در حالی است که این هنر از حیث تفکری هم می تواند تاثیرات بسیاری را داشته باشد. هنر ذهن را سیال می کند و به راحتی ذهن را از موضوعی به موضوع دیگر معطوف می کند که باعث می شود مسائل قبلی به راحتی فراموش شود که این ویژگی کارهای هنری در روحیه افرادی که دچار آسیب های روانی و اجتماعی شده است می تواند بسیار مفید باشد.\\\" جامعه متشکل از افراد است و تاثیرات فردی به وضوح خودشان را در جامعه نشان خواهند داد به گونه ای که توجه به یک نفر کمتر از توجه به کل جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند را ندارد. با توجه به اینکه حمیدالله رضایی چنین تاثیراتی در فرد را به مرور زمان در جامعه نیز تاثیر بخش می داند در رابطه با توجه به افراد و ذن آنها در کلاس های درش می گوید \\\" من در کلاس هایم به شاگردانم تاکید می کنم که هر آنچه در ذهن دارید پشت در کلاس بگذارید و بعد وارد شوید و به مسائلی که در کلاس و حین آموزش یاد می گیرید فکر کنید. در نتیجه این افراد در کلاس با آرامش و به دور از هر آنچه بیرون از کلاس برایشان اتفاق افتاده شروع به فعالیت می کنند.\\\" اما او معتقد است که هنر یک جور بازی است. وقتی با دید هنری با آن بازی می کنید این بازی را برده اید اما اگر از ابعاد دیگر مثلا از دریچه ریاضی به آن نگاه کنید باخته اید. وقتی بازی می کنید در این بازی کردن ها چیز هایی از ذهن تراوش می کند که خلاقیت آفرین و آرامش بخش است. این هنرمند همچنین با اشاره به مراحل تاثیرگذاری هنر بر روح و روان انسانی آخرین مرحله را رهایی می داند که انسان از خود طبیعتی که ساکن در آن است رها شده و در نتیجه به قدرت والای روحی می رسد که حاصل این مرحله تاثیرگذاری هنرمند بر طبیعت است.

از این به بعد دیگر هنرمند نیست که از طبیعت تاثیر می پذیرد بلکه با قدرتش در طبیعت تغییر ایجاد می کند; تغییری در راستای معنا و مفهومی که هنرمند آن را به سختی یافته است. هنرمند توانمند کسی است که تاثیر می گیرد و تاثیر می گذارد اما اینکه هنرمند به دنبال چه تاثیری بر مخاطب است و یا چه مفهومی را در قالب هنر می خواهد به مخاطبش منتقل کند چیزی است که به عقاید شخصی هنرمند باز می گردد. کاظم چلیپا هنرمند نقاش و کارشناس ارشد نقاشی رنگ ها را دارای تاثیرات روانی منحصر به خودشان می داند و می گوید \\\"هر رنگ تاثیرات روانی خودش را دارد مثلا رنگ قرمز تاثیر روانی مخصوص به خودش را دارد و رنگ سفید نیز همین طور. هنرمند کسی است که از این تاثیرها به بهترین نحو استفاده می کند. نقاشی یک زبان دریافت است از صورت عالم و صورت عالم هم حقیقت متجلی است و نقاش سعی می کند که به این حقیقت نزدیک بشود و برداشت خودش را در قالب یک اثر هنری به بیننده منتقل بکند.\\\" و البته این هنرمند به تاثیرگذاری هنر بر جامعه و افراد جامعه از طریق زیبا سازی آن معتقد است به این شکل که \\\" از همین تاثیرات روانی هنر و نقاشی ها می توان در آرایش شهری، دکوراسیون خانه و طراحی لباس ها سود برد. اساس طراحی دکوراسیون شهری آثار هنری تجسمی است از طراحی های داخل ساختمانی گرفته تا نمای بیرونی ساختمان ها.

وقتی شما به طبیعت نگاه می کنید تاثیراتی که اندام یک آهو دارد با تاثیراتی که اندام یک شیر دارد مشابه نیست. پس هنر زبانی است که هنرمند تاثیراتی را که از طبیعت دریافت می کند را با آن بیان می کند.\\\" چلیپا نقاش انقلاب با اشاره به جنبه درمانی هنر معتقد است که آثار هنری بخشی از درمان افراد آسیب دیده را می تواند به عهده بگیرد و این توانایی را دارد که تاثیرات مثبتی بر روی بیماران داشته باشد. او همچنین با تاکید بر احساسات خود به هنگام نقاشی می گوید \\\" من به هنگام کار های هنری احساس لذت و دلچسبی دارم شاید بتوان گفت حسی مثل تلاش برای بقا به خصوص وقتی اثر موفق است انسان شست وشوی روحی پیدا می کند.\\\" یکی از مهمترین تاثیرات هنرهای تجسمی بر جامعه، تربیت کودکان و رشد و بالنگی آنها است که در تربیت روحی کودکان موثر است از این رو کاظم چلیپا معتقد است تمام آن چیزی که یک انسان نرمال نیاز دارد تا با کمک آنها بتواند در جامعه زندگی سالمی داشته باشد از طریق هنر به بچه ها آموزش داده می شود که این را می توان یکی از دلایل ضرورت وجود و آموزش هنر های تجسمی در جامعه دانست. هنر یک ویژگی دارد که آن ویژگی زبان گویا و راحت آن برای انتقال و مفاهیم است.

از این ویژگی هنر می توان در راستای انتقال مفاهیم فرهنگی و اعتقادی نسلی برای نسل دیگر استفاده کرد یا از زبان گویای آن برای نمادهای قدیسان هر دوره سود برد.طاهر شیخ الحکمایی عضو هیات علمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران معتقد است \\\"اصولا آثار هنری به طور عام یا خاص می تواند بر انسان ها تاثیر بگذارد و او را شاد یا غمگین کند. گاهی حتی صحبت کردن یا خواندن یک شعر نیز می تواند، تاثیرگذار باشد از این رو تاثیرات آثار هنری چه مثبت و چه منفی کاملا روی انسان ها اجتناب ناپذیر است.\\\" او هنر را برای جامعه ای که دارای اعتقادات خاص دینی و مذهبی است وسیله ای می داند برای انتقال این مفاهیم به متن جامعه از این رو در یک جامعه فرهنگی که اعتقادات خاصی در آن جریان دارد ترجمه چنین اعتقاداتی به زبان هنر می تواند در جامعه به شکل مفیدتر و موثرتری ایفای نقش کند. از دیگر اعتقادات این هنرمند این است که هر یک از بخش های تجسمی از جمله نقاشی و مجسمه سازی می توانند چنین نقشی را ایفا کنند مثلا اگر شما مجسمه ای را با یک هیبت و هیات خیلی زیبا در فضای شهری داشته باشید مردم با دیدن آن تاثیر مثبت می گیرند، یا وقتی شما از یک شخصیت ادبی، هنری و علمی یک مجسمه می سازید و در میادین قرار می دهید زمانی که مردم آن را می بینند تاثیر مثبت می گیرند. بنابراین تاثیرگرفتن از آثار هنری کاملا روشن و مشخص است اما تاکید وی بر این امر است که اثر هنری باید کاملا محاسبه شده، دقیق و بجا باشد اعم از اینکه این اثر هنری بخواهد یک کار رادیویی، تلویزیونی و نمایشگاه یا حتی داستان باشد. این استاد هنرمند در رابطه با تاثیرات مثبت هنر بر کاهش آسیب های روانی و اجتماعی می گوید \\\"هنر درمانی پژوهش عمده ای است که به آن توجه شده است.

پزشکان بسیاری هستند که به بعضی از مریضانشان توصیه می کنندکه با گل کار کنند و سفال و مجسمه های گلی و خمیری بسازند یا هنر موسیقی و نقاشی بیاموزند.\\\" طاهر شیخ الحکمایی روند رو به رشد یک جامعه طبیعی را در پرورش هنر و هنرمندان آن می داند چرا که هنر در بخش تاثیرگذاری اش از حیث روانی یا روان درمانی کاربرد دارد. به طور طبیعی وقتی شما جامعه ای داشته باشید که دایم با آثار هنری سر و کار دارد حاصل آن می تواند یک جامعه طبیعی و رو به رشد باشد.

وی بر مشاهده تاثیرات مثبت هنر بر روی رفتار و خلق و خوی افراد تاکید می کند و انجام کارهای هنری را نیز گاهی از توصیه های پزشکی می داند.این هنرمند نقاش جامعه امروزه ما را جامعه ای می داند که مردم آن همیشه در تکاپوی هیجانات شهری به سر می برند که حاصل آن ایجاد نوعی ناآرامی است و از دید وی این ناآرامی را می شود با آموزش هنر به کودکان و نوجوانان مان کاهش داد. او همچنین معتقد است که ما در مدارس بیشترین وقت را صرف محفوظات می کنیم و کودکان را مجبور می کنیم تا حفظ کنند و بیست بگیرند. در صورتی که باید به وجوهات دیگر آموزش نیز توجه شود، مثل جوامع دیگر که به این امور توجه کردند و بچه ها را با تفریحاتی مثل گردش های علمی به موزه ها، نمایشگاه ها و پارک ها و نشان دادن آثار هنری مثل مجسمه ها، نقاشی ها و فضا های مزین شده اعم از درختان، گل ها و در یک کلام چیدمان شهری آموزش می دهند و از طریق این نوع آموزش روش زندگی در جامعه را به کودکان آموزش می دهند. این استاد هنرمند با تاکید بر حیث آموزشی هنر می گوید \\\" ما از طریق آموزش آثار هنری می توانیم به افراد آموزش دهیم که چگونه یک شهروند خوب باشند یا چگونه در اجتماع در کنار هم زندگی کنند و آداب و معاشرت ها را یاد بگیرند.

به طور مثال ما از طریق کارتون مسائلی از نوع ریاضیات، فلسفه و عرفان را می توانیم به کودکان مان آموزش دهیم که همه اینها از طریق آموزش هنر انجام می شود یعنی هنر فی نفسه می تواند موثر باشد و جامعه را به سمت یک جامعه ایده آل و قابل قبول هدایت کند.\\\" به گفته طاهر شیخ الحکمایی تنها رشته ای که افراد از روی علاقه و البته آگاهانه انتخابش می کنند و به آن می پردازند رشته های هنری است و نمی شود کسی که ذوق و استعداد هنری در وجودش نیست خودش را وادار کند که کار هنری انجام دهد. بعضی از افراد می گویند ما با خواسته پدر و مادر خود دکتر یا مهندس شده ایم اما کسی نمی گوید که خانواده من چون دوست داشتند من هنرمند بشوم، هنرمند شده ام. به نظر وی هنر تنها رشته ای است که فرد باید علاقه و استعدادش را داشته باشد تا با ورود به آن موفق شود. بنابراین وقتی کاری با عشق و علاقه انجام شود خستگی در آن وجود ندارد و کار با احساس خوبی همراه است. هنرمندی که خلاقیت دارد بالطبع نتیجه بهتری می بیند.

منبع : برندزلینک

www.brandslink.ir

ارسال شده در تاریخ : 15 اسفند 1392 ساعت 15:57

بازگشت به صفحه اصلی مقالات

نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده

ارسال نظر

برای ثبت نظر ابتدا با حساب کاربری خود وارد سایت شوید

ارسال کننده
نام ونام خانوادگی : : rezasharif
نام کاربری : gharibe12
تاریخ عضویت : 1 اسفند 1392
تعداد مقالات ارسالی : 577
تعداد لینک ها : 0