برندزلینک

مرجع لینک

برندهای برتر

افزایش رتبه

افزایش محبوبیت

افزایش ترافیک

تحريف خزنده اسلام در لايه‏ای از مفاسد

تحريف خزنده اسلام در لايه‏ای از مفاسد

در خصوص شيوع و اشاعه منكرات و مفاسد دلائل فراوان است كه در اينجا تنها به خلاصه گزارشي كه برخي مسئولين امور اجتماعي ارائه داده‏اند اشاره مي‏شود:

در نشستي كه نمايندگان مجلس و مسئولان سازمان بهزيستي درباره مهمترين مسائل و مشكلات اجتماعي شهر تهران داشتند معاونت اجتماعي سازمان بهزيستي ضمن ارائه آمار جرائم سال 78 اظهار داشت: سال گذشته هر روز به طور ميانگين 13 مورد قتل عمد، 61 مورد قتل غير عمد، 1056 عمل خشونت آميز منجر به ضرب و جرح، 707 مورد سرقت غير مسلحانه، 7 مورد خودكشي منجر به مرگ و 131 مورد طلاق رخ داده است. وي تصريح كرد اين آمار در مقايسه با كشورهاي هم‏تراز ايران ناخوشايند است و زيبنده پايتخت يك كشور اسلامي (ام القراي اسلامي) نيست! وي در مورد تخلفات انجام شده در محدوده تهران افزود: شاخص سرقت غير مسلحانه در تهران به ميزان 529 مورد به ازاي هر 100 نفر است كه در اين ميان شهرري 5139 مورد به ازاي هر 100 نفر رتبه اول را در سطح كشور داراست. شاخص طلاق در سال 78 در تهران بيش از 14 هزار مورد در يكصد هزار بوده كه نشان مي‏دهد 21/15 درصد از ازدواج‏هاي تهران به طلاق منجر شده است.

در اين گزارش از مسأله اعتياد به مواد مخدر بويژه در ميان جوانان در حوالي سن 18 سالگي و با سابقه سيگار و مشروبات الكلي صحبت شده كه اين خود داستان غم انگيزي دارد.

(نقل از آفتاب يزد، ارمغان بهزيستي ، شماره 26، آذرماه 79) آمار و ارقام جنايت و فساد و اعتياد از اين قبيل فراوان است كه اينها آژير خطري است براي آينده كشور و بويژه نسل جوان و هشداري جدي‏تر براي مسئولان امور در اين روزگار وانفسا! كه همه در پي منافع شخصي و گروهي خود افتاده و از سرنوشت جامعه غافل‏اند!

سخن اين است كه فريضه بزرگ امر به معروف و نهي از منكر با آن همه اهميتي كه در اسلام دارد چرا امروزه به بوته فراموشي سپرده شده و تنها نامي از آن مانده و در برابر منكرات حساسيتي در خور توجه ديده نمي‏شود؟ كه اين خود ضايعه‏اي است دردناك و جداگانه از آن بايد سخن گفت. و از آن بدتر تحريف معروف و منكر است كه با اساس شرع و احكام الهي مرتبط مي‏گردد.

توضيح آنكه گاهي يك عمل منكر در جامعه انجام مي‏شود اما رنگ شرعي ندارد و در قالب يك خلاف شرع صورت مي‏پذيرد كه البته زشت و غير قابل قبول است اما هرگاه همين عمل منكر رنگ معروف بخود گيرد و زير لواي دين، انجام شود خطر عظيم‏تر و هزاران بار از اصل عمل منكر زيان بارتر است و نه تنها اصول و ارزشهاي اسلامي را از درون چون موريانه مي‏خورد و در ظاهر از قداست و حرمت مي‏اندازد بلكه باورهاي اعتقادي و بينش نسبت به دين را متزلزل مي‏سازدو به تحريف مي‏كشاند كه بازسازي آن دشوار و يا غيرممكن است و رسوبات آن طي قرن‏ها و در ميان نسل‏ها پابرجا مي‏ماند.

به همين دليل است كه روايات معصومين از اين پديده شوم نكوهش فراوان نموده و آن را از «ترك امر به معروف و نهي از منكر» و حتي از «امر به منكر و نهي از معروف!» بدتر و خطرناك‏تر شمرده است.

در سخنان پيامبر گرامي(ص) آمده است كه حضرتش ضمن بيان آينده اسفبار اسلام و مسلمانان فرمود: «كيف بكم اذا فسدت نسائكم و فسق شبانكم».

چگونه خواهيد بود زماني كه زنانتان فاسد شوند و جوانانتان فاسق گردند؟ ياران پيامبر عرض كردند: «كيف يكون ذلك» چگونه چنين وضعي پيش خواهد آمد؟!

پيامبر فرمود: «و شرّ من ذلك، كيف بكم اذا لم تأمروا بالمعروف و لم‏تنهوا عن المنكر» و بدتر از اين خواهد شد، آنگاه كه امر به معروف و نهي از منكر نكنيد!

اصحاب گفتند: «و كيف يكون ذلك» چگونه چنين خواهد شد؟!

فرمود: «و شرّ من ذلك، كيف بكم اذا امرتم بالمنكر و نهيتم عن المعروف»و بدتر از اين هنگامي است كه امر به منكر كنيد و نهي از معروف نمائيد!

ياران عرض كردند: يا رسول الله: مگر چنين چيزي ممكن است «و كيف يكون ذلك»؟ فرمود: «و شرّ من ذلك اذا رأيتم المعروف منكرا و المنكر معروفا»و بدتر از اين هم خواهد شد، آنگاه كه معروف را منكر ببينيد و منكر را معروف!

اين روايت به روشني از نگراني پيامبر خدا(ص) نسبت به آينده دين پرده برمي‏دارد و آن ظهور بدعت در لباس سنّت و منكر در قالب معروف است.

و در روايت ديگر از نبيّ اكرم(ص) درباره اوضاع آخرالزمان آمده است كه: «السنّة فيهم بدعة والبدعة فيهم سنة»1 سنت در ميان آنها بدعت است و بدعت به عنوان سنت شناخته مي‏شود!

در اين راستا اميرالمؤمنين(ع) نيز خطبه‏اي دارد كه در بخشي از آن چنين آمده است:

«و انّه سيأتي عليكم زمان ليس فيه شي‏ء اخفي من الحق و لا اظهر من الباطل و لا اكثر من الكذب علي الله و رسوله و ليس عند اهل ذلك الزمان سلعة ابور من الكتاب اذا تلي حق تلاوته و لا انفق منه اذا حرّف عن مواضعه و لا في البلاد شي‏ء انكر من المعروف و لا اعرف من المنكر».2 همانا براي شما زماني خواهد آمد كه در آن زمان چيزي مخفي‏تر از حق و آشكارتر از باطل و فراوان‏تر از بستن دروغ به خدا و رسول نيست و كالايي كسادتر از قرآن يافت نشود اگر آن را درست تلاوت و تفسير كنند و رايج‏تر از آن چيزي نخواهد بود اگر آن از معني اصلي تحريف كنند و در شهرها چيزي ناشناخته‏تر از معروف و آشناتر از منكر ديده نخواهد شد!

ناگفته پيداست كه اين روايات را به زماني خاص نمي‏توان اختصاص داد و در هر عصر و زمان چنين وضعي ممكن است پيش آيد و تعيين اينكه نظر پيامبر و علي ـ عليهما الصلوة والسلام ـ به كدام زمان بوده كاري است دشوار كه در اصل مطلب يعني آن بيم تحريف دين، تأثير ندارد.

رنجنامه درد آشنايان اسلام

در چنين اوضاع و احوالي است كه دين باوران و دين شناسان واقعي در عين حالي كه مسئوليت سنگين است رنج مي‏برند و خون دل مي‏خورند و دلهايشان در سينه ها ذوب مي‏شود چرا كه تاراج ارزشهاي دين را مي‏بينند كه در اين راستا نيز روايات هشدارهاي فراواني داده‏اند.

پيامبر اكرم(ص) مي‏فرمايد: «يأتي علي الناس زمان يذوب فيها قلب المؤمن في جوفه كما يذوب الانك في النار ـ يعني الرصاص ـ و ما ذلك الا لما يري من البلاء و الاحداث في دينهم و لايستطيعون له غيرا».3 براي مردم زماني خواهد آمد كه قلب مؤمن در درونش ذوب شود همانگونه كه سرب در آتش ذوب مي‏گردد. و اين نيست جز به خاطر اينكه دين خود را دستخوش بلا و آفات و ملعبه و حوادثي مي‏بينند كه قادر نيستند از آن جلوگيري كنند.

هرچند در طول تاريخ اسلامي رويدادهايي از آنچه رسول گرامي فرموده‏اند بسيار رخ داده است از آن هنگام كه پيامبر اكرم بدرود حيات گفتند فتنه آغاز شد و با ظهور امويان و مروانيان و عباسيان بدعت‏ها و تحريف‏ها و جعل حديث و فتواهاي ناروا به وسيله راويان و عالمان وابسته به دربارهاي ظلمه اوج گرفت و اگر نبود مجاهدات علمي اهلبيت و پيروانشان از اسلام چيزي باقي نمانده بود.

و در اعصار بعدي نيز روند حق و باطل ادامه يافته و اسلام وابسته به دربارها با اسلام نشأت گرفته از وحي و سنّت و سيره معصومين همواره در تقابل بوده‏اند، تا اين زمان كه اسلام محمدي(ص) با اسلام آمريكايي در تقابل است و اين رسالت انديشمندان و فقيهان وارسته و دلسوز بوده كه همواره پاسدار حريم دين و فقه اسلامي و كتاب و سنّت و عترت نبوي بوده‏اند. آنها حتي از پشت ديوارهاي استبداد حاكمان و درون قفس‏هاي آهنين و زير شكنجه و تازيانه دشمن حقانيت اسلام و فقه شيعي را فرياد كرده‏اند و چه فداكاريها كه شهداي فضيلت و فقاهت در اين راه نثار كرده و اعلام و مشايخ فقه جعفري شهادت را استقبال نموده و در جبهه و محراب و زير شكنجه جلادان جان سپرده‏اند تا حقانيت فقاهت و اجتهاد را با خون خود به اثبات رسانده امضاء كنند. اگر امروز فقه جعفري كه همان سنت راستين نبوي است پايدار مانده و به دست ما رسيده است و حلال و حرام دين كه تا قيامت بايد جاودانه بماند حفظ و حراست شده و بنايش آزاد از آفات باقي مانده به بركت همين فداكاريهاست كه طلايه‏دارش ائمه معصومين بودند كه خود تازيانه استبداد را تحمل كردند تا آئين جدشان را پاسداري كنند وبه شعيانشان نيز دستور دادند اگر تازيانه بر سرهايشان بخورد، فقه دين را بياموزند و به نسل‏هاي بعدي منتقل كنند. امام صادق(ع) به «ابان بن تغلب» فرمود: «دوست دارم ياران من تازيانه دشمن را بر سر تحمل كنند و فقه دين را فرا گيرند لوددت ان أصحابي ضربت رئوسهم باسياطه حتي يتفقهوا».

و به عالمان دين آموختند كه هرگاه بدعت‏ها در دين ظاهر شد علم خود را آشكار كنند و پرده از روي بدعت و سنت بردارند كه در غير اين صورت مستوجب لعن و نفرين خواهند بود. «اذا ظهرت البدع في الدّين فعلي العالم ان يظهر علمه و الاّ فعليه لعنة الله».

رسالت امروز سنگرداران دين

باري اين ميراث گرانسنگ امروزه به دست پيشوايان اسلام و ساير مؤمنان دين باور رسيده است. و بي‏گمان و ترديد حوزه‏هاي ديني و علمي و سنگر داران شريعت احمدي(ص) در خط مقدّم دفاعي اسلام قرار دادند. علاوه بر اين در كشور ما كه خانه اهل بيت است، انقلابي رخ داده با ويژگي اسلامي، و به فرموده امام راحل، اسلام ناب محمدي(ص) و نه اسلام امريكايي. وگرنه دولتمردان رژيم پيشين نيز مدّعي اسلاميت بودند. روضه‏خواني هم مي‏كردند، قرآن هم چاپ و نشر مي‏نمودند و به زيارت نيز مي‏رفتند و اجازه عزاداري و سوگواري هم مي‏دادند و تظاهر به دينداري هم مي‏نمودند اين در حالي بود كه آنها سر در آخور استعمار داشتند و با امپرياليسم و صهيونيسم بر سر يك سفره مي‏نشستند و مروّج فساد هم بودند و بي‏حجابي و فحشاء و ميگساري و فرهنگ و هنر كذايي را دامن مي‏زدند و با سلاح استبداد هر نفس كشي را نفس در سينه حبس و خفه مي‏كردند. اما با اين همه يك مطلب روشن و شفاف بود كه كسي انتظار نداشت رژيم پهلوي و اربابان و اذنابش حامي دين و شؤونات و ارزشهاي اسلامي باشند، رژيمي بود سلطنتي و عنوان اسلامي را يدك نمي‏كشيد. خط اسلام راستين و فقه حوزوي و سنت‏هاي ديني با آنچه رژيم مدعي بود كاملاً مرزبندي شده بود، به عبارت خلاصه‏تر: كسي اسلام را با عملكرد حكومت نمي‏شناخت و بدعت رنگ سنّت نگرفته بود و حق و باطل آميخته نبود.

تحريف خزنده در لواي دين!

و اما امروز بايد پذيرفت كه همان آفتي كه در طول تاريخ به سراغ اسلام آمده و دست تحريفي به دامن دين دراز كرده، امروز نيز از آستين دشمنان اسلام و با غفلت خودي‏ها، بيرون شده و با هجومي پرشتاب و بي‏امان، دين و ارزشهاي اسلامي و انقلابي را مورد حمله قرار داده است. گاه زير عنوان سياست و جبهه و تشكل سياسي و گاه زير لواي اقتصاد و گاه در لباس فرهنگ و هنر و گاه اصلاحات و نظاير آن و انطباق دين با شرايط زمان و به جاي اين كه دين در همه عرصه‏ها حرف اوّل را بزند تلاش بر اين است كه دين را پيرو شرائط و زمان كنند و قرائت‏هاي مختلف از دين داشته باشند، همه براي اسلام گريبان مي‏درند.

و حرف دين بسيار است اما در عمل از اين شعار رنگ چنداني به چشم نمي‏خورد. ناظران خودي و بيگانه دين را با عملكردها مي‏شناسند. عدالت اسلامي! را با شكاف‏هاي طبقاتي موجود، اقتصاد اسلامي را با اقتصاد كنوني و نظام بانكداري فعلي كه هويت شرعي آن جاي سؤال است. فرهنگ و هنر اسلامي را با عملكرد فرهنگي و هنري موجود در برخي وزارتخانه‏ها و سينماها و هنرپيشه‏هاي زن و مرد و عكس‏هاي رنگين‏شان در مجلات و روزنامه‏ها و تئاترها و سريالهاي تلويزيوني كه جاي خيلي حرف و حديث است. حجاب زن مسلمان را با چهره‏هاي عروسكي جديد با سراندازي اندك و آرايش‏هاي كذايي در بازار و خيابان و مدرسه و دانشگاه و ادارات و نمايشگاه‏ها كه چندان از زمان عصر طاغوت كم ندارند! و نظام اداري را با عملكرد ادارات ما كه رشوه فساد آن دست ادارات عصر طاغوت را از پشت بسته است، و جامعه ايده آل‏موعود را پس از بيست سال از انقلاب گذشته به جامعه آلوده به مفاسد و مواد مخدر و لجام گسيختگي دختر و پسر در پارك‏ها و نمايشگاه‏ها و پارتي‏ها و غيره و اين سؤال همه جاست كه آيا نظام اسلامي موعود همين بود؟!

و اين را فراموش نكنيم كه چشم دنيا بويژه مسلمانان رنج ديده جهان به سوي ما و عملكردهايمان دوخته است تا تجربه انقلاب اسلامي را ببينند همانگونه كه شكوه انقلاب را در برابر قدرت‏هاي شيطاني استكباري در قله‏اي بسيار بلند مي‏بينند و خود نيز شاهد چنين عظمتي در خارج و در انظار جهانيان هستيم. اما اسف‏بار اين است كه در داخل شاهد جريان‏هايي باشيم نوميدكننده و دور از انتظار، آن هم در شرائطي كه نظام اسلامي حاكم است كه پياده كردن احكام دين در بنياد اوليه‏اش تعبيه شده و انقلاب جز براي پياده كردن احكام و شعاير شريعت و مبارزه با مظاهر فسق و فساد تحقق نيافته و صدها هزار قرباني از بهترين چهره‏هاي علمي و جهادي و جوانان پاك و معصوم اين مرز و بوم گرفته و ره‏آورد هزاران معلول و مصدوم و خانواده‏هاي داغديده شهدا و اطفال يتيم مي‏باشد كه انگيزه‏اي جز دفاع از ارزشهاي اسلامي و مبارزه با فساد در همه چهره‏هايش، نداشته‏اند و نمي‏دانيم كه عواقب امر چه خواهد بود؟

ارتجاع پرشتاب!!

و شگفت اينكه اين رجعت به جاهليت پيشين چه سريع دارد اتفاق مي‏افتد و بيش از دو دهه از انقلاب نگذشته چرخشي به عملكرد عصر طاغوت با شتابي فزاينده مشاهده مي‏شود و وارثان انقلاب ناظر غارت دست آوردهاي خون عزيزان خود مي‏باشند.

و در حالي كه هنوز گروهي از اسراي جنگ تحميلي در چنگال دشمن اسيرند و در زندان‏هاي مخوف دشمن پوسيده شده‏اند، اما يكّه‏تازان عرصه فرهنگ و سياست و اجتماع زير لواي فريبنده آزادي، مطلق العنان و يله و رها بر ارزشها مي‏تازند و هرچه مي‏خواهند زير لواي سياست ننگين تساهل و تسامح مي‏كنند و نام آن را اسلام و اسلاميت مي‏گذارند و چه بگويم كه شرح اين ماجرا در قالب يك مقال نمي‏گنجد و سينه‏هاي دردمند نمي‏دانند حرف خود را با كه بگويند كه آن چه البته به جايي نرسد فرياد است. نه به فرياد علما و مراجع بزرگ توجّهي مي‏شود و نه هشدارهاي دلسوزانه و روشنگر رهبر انقلاب، و نه آه و ناله‏هاي مردم دردآشنا و جامعه عرصه‏گاه تاخت و تاز مشتي سياسي‏كاران ليبرال و تازه به دوران رسيده و درد و رنج تجربه نكرده، و در پي آب و نان و رفاه و تجمل و عنوان شده است و گروهي سوداگران مرگ و جمعي از زنان و دختران لجام گسيخته و جماعتي از اصحاب قلم‏هاي بي‏درد، و پاره‏اي از هنرمندان! و هنرسازان و مروّجين فرهنگ «فمينيسم» وزن‏گرا به ميدان آمده‏اند. كافي است به سر در سينماها و تبليغات سينمايي و مغازه‏هاي مجاز نوار فروشي! با عكس‏هاي رنگي زنان به شيوه عصر طاغوت و محيط پارك‏ها و خيابان‏ها و حتي مدارس و دانشگاه‏ها كه محل تربيت نسل جوان است نگاهي گذرا بشود. گستاخي تا بدانجا رسيده كه باندهاي فحشاء پارتي‏هاي شبانه به رسم عصر پهلوي و مجالس رقص زن و مرد با شركت عناصر فاسد داخلي و خارجي تشكيل مي‏دهند كه اين از احساس امنيت كردن اين باندها حكايت دارد! و بي‏عرضه‏گي دستگاه‏هاي مسئول نظارت و بي‏تفاوتي‏هاي ديگر در سطوح مختلف را بيانگر است.

زمينه سازان مفاسد

از اين موارد بگذريم. به عوامل پيدايش چنين فضايي بيشتر تأمل كنيم. چرا چنين وضعي پيش آمده، مقصر و كمك مقصر كيانند؟ اين نيز مطلب در خور تأمل ديگري است و مطالعه و بررسي كارشناسانه علمي و اجتماعي را طلب مي‏كند. قدر مسلّم اين است كه همه اينها را نبايد به گردن توطئه‏گران خارجي و مهاجمان فرهنگي آن سوي مرزها انداخت. اگر مزاج جامعه از بُعد اخلاقي و تغذيه فكري و فرهنگي نيرومند باشد ميكرب‏هاي خارجي كمتر زمينه نفوذ مي‏يابند. وضع اقتصادي مردم، توّرم فزاينده، نابساماني‏هاي ديگر زندگي، وعده‏ها و اميدهاي تحقق نيافته، بيكاري و بي‏آرماني، عملكردهاي متضاد جناحي، و تناقض‏هاي شعار و عمل، آزادي‏هاي بي‏قيد و شرط اخير، تبليغات رسانه‏اي و ماهواره‏اي و مطبوعاتي به خصوص در دو سه سال گذشته و سياست فرهنگي تساهل و اباحيگري برخي مسئولان بي‏مسئوليت و تشويق و تقدير از عملكرد آنها با طورمارهاي بلند بالا و ليبراريزه كردن فرهنگ در پاره‏اي سطوح و گشودن فضاي اجتماع به صادرات غربي و بيگانه و ترويج فرهنگ مصرف و تجمّل از اين طريق و نبودن دستگاه نظارتي قوي و قاطع و آسيب‏شناس و عمل‏گرا و تبليغات توخالي ضد تبليغ!

و عوامل ديگر كه جاي بحث و سخن دارد هر يك به نوعي در پيدايش اين فضا مؤثّر بوده است و اگر راستي دلسوزان ما كه بسيارند درصدد چاره‏جويي‏اند اين درد با شعارهاي ديواري و تبليغاتي و عكس و پوستر با هزينه‏هاي كلان درمان نمي‏شود تتبّع كارشناسانه مي‏خواهد، تأمّل و مطالعه و مشاوره مي‏طلبد، برنامه و آئين نامه لازم دارد و بالاتر از همه عمل صالح و هدايت و كنترل و تلاش همه جانبه مي‏خواهد و اين هنگامي ميسّر است كه تشكّل‏هاي همسو، جناح‏هاي مؤمن به انقلاب به دشمن مشترك فكر كنند نه اين كه براي فرد از درون دشمن بتراشند و نيروهاي خود را صرف نابودي يكديگر كنند كه نتيجه آن لطمه بر اسلام و كشور و امّت است و همانگونه كه مكرر گفته‏ايم درد امروز ما توسعه سياسي نيست كه جز بلا و مصيبت براي جامعه به بار نياورده است، درد امروز ما يكي از ناحيه زندگي روزمرّه مردم و مسائل اقتصادي آنها و ديگري مسائل فرهنگي و اخلاقي و تمام



برندزلینک مرجع لینک برندهای برتر
آنچه در اين مقال تحرير مي‏شود نه به منظور آيه يأس خواندن و روح نوميدي دميدن است كه آن را گناه مي‏دانيم، بلكه به عنوان اظهار درد است براي درمان كه نگفتن آن گناه است و صديق آن است كه از سر صدق سخن بگويد نه آنكه به دروغ و فريب، هندوانه زير بغل بگذارد. باشد كه مسئولان ذي‏ربط با اينگونه تذكرات و مشابه آن كه از هر سو به گوش مي‏رسد به خود آيند و به فكر چاره برآيند و رسالت ديني و الهي خود را بازنگري كنند.


منبع: برندزلینک
brandslink.ir

ارسال شده در تاریخ : 14 فروردین 1393 ساعت 15:11

بازگشت به صفحه اصلی مقالات

نظرات کاربران

هیچ نظری ثبت نشده

ارسال نظر

برای ثبت نظر ابتدا با حساب کاربری خود وارد سایت شوید

ارسال کننده
نام ونام خانوادگی : : حسن حسین زاده
نام کاربری : ali_123
تاریخ عضویت : 2 فروردین 1393
تعداد مقالات ارسالی : 1000
تعداد لینک ها : 0